فريدون بن احمد سپهسالار

56

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

دو صفت مىبايد كه در كامل متساوى باشد ، مثلا اگر دائم آفتاب باشد از حرارت و يبوست هيچ نباتى نرويد و اگر همه باران باشد همچنين ؛ اما در آخر وقت مىبايد مستوثق برجا باشد و مستظهر بعنايت و رحمت ، كما قال يحيى بن معاذ « مستقى الخوف من بحر عدله و مستقى الرجاء من بحر فضله و قد سبق الفضل العدل ، قوله تعالى : سبقت رحمتى على غضبى » . پس حضرت خداوندگار ما قدس اللّه سره العزيز چون از تجليات جمال نيز حظى اوفر و نصيبى اجزل داشت و حسن ظن مباركش به حق اليقين رسيده بود درين قسم نيز كلماتى منبسط و مبنى بر حقايق بسيار و دقايق بىشمار در رجاء بيان فرموده است و از سلوك خويش شمه‌اى بازنموده ، هرك را سيرى مستقيم و ديده‌اى بينا و گوشى شنوا باشد ازين قطره به درياهاى معانى و حقايق پى برد و لهذا كما قال قدسنا اللّه بتقديسه : عارفان را شمع و شاهد نيست از بيرون خويش * 130 خون انگورى نخورده باده‌شان هم‌خون خويش باده غمگينان خورند و ما ز مى خوش‌دل‌تريم * رو به محبوسان غم ده ساقيا افيون خويش خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال * هر غمى كو گرد ما گرديد شد در خون خويش من نيم موقوف نفخ صور همچون مردگان * هر زمانم عشق جانى مىدهد ز افسون خويش و له رباعى تا در دل من صورت آن رشك پريست 131 * دلشاد چو من درين عالم كيست « 1 » و اللّه كه بجز شاد نمىتانم زيست * غم مىشنوم ولى نمىدانم چيست

--> ( 1 ) در اصل چنينست و در وزن نادرستست